بیا پرواز کنیم کنار هم
بیا پرواز کنیم تو بال هم
بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم
اگه همخونه می خوای من
اگه دیوونه می خوای من
گل عاشق، گل عاشق، اگه گلخونه می خوای من
بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم
کاشکی چشمات مال من بود
تو سرت خیال من بود
مثل من که آرزومی آرزوت وصال من بود
کاشکی دستامونو زنجیر می بستیم ما به هم
همه جا داد می زدیم که عاشقیم عاشق هم
بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم

© www.morimetal.blogfa.com
چی بگم که خیلی تنهام، می دونی یاری ندارم
چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم
هیچکسی پا نمی زاره به سراچه ی خیالم
هیچ کسی نداد جواب این سوال بی جوابم
هر کی اومد دو سه روزی از دلم بازیچه ای ساخت
دلمم مثه عروسک ساده بود دل به دلش باخت
گله و گلایه ای نیست بی وفایی رسم عشقه
عاشقا تنها می مونن تنهایی مرام عشقه

© www.morimetal.blogfa.com
افسوس که نام زندگی در دفتر عمرمان اینگونه به ثبت رسیده است:
ز: زاری ، ن: ندامت ، د: دوری ، گ: گناه ، ی: یاس

© www.morimetal.blogfa.com
سخته يكي بهت بگه
ستاره شو بچينمت
يه كم كه بگذره بگه
ديگه نيا ببينمت...

© www.morimetal.blogfa.com
مگه ازت چي كم دارم
كه روز وشب ناز مي كني
فكر مي كني ازم سري
بال داري ، پرواز مي كني؟
مي گم تو توي قلب من هم اولي،هم دومي
ميگي من انقدر دارم كه تو،توي اونا گمي

© www.morimetal.blogfa.com
درست مث تقويمي كه
عوض ميشه سر بهار
مي ندازمت يه گوشه و
ديگه مي ذارمت كنار

© www.morimetal.blogfa.com
Spring season it is; and the rose and tulip and the wild white rose
Up from the dust have come; in the dust where fore art thou ?
Like the cloud of spring I go and bitterly weep
On thy dust to such a degree that forth from the dust thou wilt come.
ايّام بهار است و گل ولاله و نسرين
از خاك برآيند، تو در خاك چرايي؟
چون ابر بهاران بروم زاربگريم
بر خاك تو چندان كه تو از خاك برآيي

© www.morimetal.blogfa.com
دیگه ازت خسته شدم جدی می گم بهم نخند
راه بازه و جاده دراز رفتی برو درم ببند
فکر می کنی کی هستی تو چقدر خودت رو می گیری
فکر نکنی که خوشگلی زشت سیاه ایکبیری
یه وقت خیالاتی نشی بگی برم اون می شکنه
روزی که از اینجا بری روز عروسی منه
یادت میاد هزار دفعه بدون من رفتی سفر
یه لطفی کن بازم برو این دفعه اما بی خبر
این دفعه اما بر نگرد بگو بگن کشته شدی
تو که دروغ خوب بلدی حسابی کار کشته شدی
ببین عزیز من سفر با تو نداره اعتبار
دیگه می خوام پیاده شم خانمی کن بزن کنار

© www.morimetal.blogfa.com
با تو هر جهنمي مي شه بهشت
با تو مي شه صد هزار قصه نوشت
با تو مي شه خونه كرد تو شهر عشق
اما افسوس نمي ذاره سرنوشت

© www.morimetal.blogfa.com
جمعی که همه گرسنگی می خوردیم
در همان گرسنگی به سر می بردیم
تا سیر شدیم دور گشتیم ز هم
کاش در همان گرسنگی می مردیم

اگر روزی تو را کردم فراموش بدان شمع وجودم گشته خاموش
© www.morimetal.blogfa.com
زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد
زندگی منظومه ای از شعرهای ناتمام ، بیکلام و بی بیان
زندگی جلوه ی زیبای نور ، در میان سایه های نیمه جان
زندگی گاهی سکوت لحظه های آشناست ، یا سلامی در میان کوچه هاست
زندگی گاهی تبسم می کند ، زندگی گاهی محبت می کند
زندگی گاهی بدون عاطفه ، بی محبت ، بی وفا ، نا آشناست...

© www.morimetal.blogfa.com
اگر خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

© www.morimetal.blogfa.com
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست

© www.morimetal.blogfa.com
عاشقي روح مرا آزرده است خنده هايم را زپيشم برده است. عاشقي را
مي توان تحقير کرد؟ عاشقي را مي شود زنجير کرد؟ عاشقي تقصير
يک پيغام نيست صحبت از آن دانه و اين دام نيست عاشقي يک اتفاق
ساده نيست صحبت از دل بردن و دلداده نيست عاشقي يک کلبه ويرانه
نيست صحبت از شمع و گل و پروانه نيست عاشقي تصوير يک پاييز
نيست يک شب سردوملال انگيز نيست عاشقي چيزي براي هديه نيست
طرح دريا وغروب و گريه نيست ...

© www.morimetal.blogfa.com
به دلـم گفته ام اي ساده فرا موشش كن
تا كجا چشم بر اين جاده فراموشـش كن
دست بردار از او خاطره بازي كافـيست
فرض كن گل نفرسـتاده فـراموشش كن
آن نگاهي كه دم آخر از او جا مانده
پيش او برده وپس داده فرامو شش كن
مردمان نگهش قله نشين اند هنوز
دل كه در دره نيفتاده فراموشش كن
گفتم اين تكه غزل را بفرستم نزدت
دل ولي گفت :نشو ساده فراموشش كن
به شما برنخورد حال غزل بودوگذشت
اتفاقي است كه افتاده فراموشش كن
S:R

© www.morimetal.blogfa.com
زندگي يك گل سرخ است
پر از عطر پراز خار پراز برگ لطيف
يادمان باشد اگر گل چيديم
عطروخارو گل گلبرگش
همه همسايه ديوار به ديوار هم اند
(سهراب سپهري)

© www.morimetal.blogfa.com
من و عشق و قد و بالاي ديگر
تو و دل بردن از شيداي ديگر
فريب وعده فردا نخواهم
كه فردا را بود فرداي ديگر

© www.morimetal.blogfa.com
مثل يك سنگ
دخترك! عشق همين نيست كه مي پنداري
دوست دارم كه به اين وسوسه تن نسپاري
مي رسد آخر اين جاده به تشويش و جنون
بهتر آن است در اين راه قدم نگذاري
عشق يعني كه خودت را به كناري بنهي
مثل موج آن طرف خويش قدم برداري
عشق يعني نه شبت چون شب ونه روزت روز
گامي آن سوتر از اين دايره تكراري
يك نفر پيش تراز تو به من اين را آموخت:
مثل يك سنگ شوم با همه ي دشواري
سهيل محمودي
© www.morimetal.blogfa.com
هواي عشق بينهايت؟
تو همواره وجودت خالي وبي استقا مت بود
دروغي سست بودي وجها نت بي صداقت بود
هميشه نقشي از تكرار بي فرجام خود بودي
حضورت ياوگي بودوتهي بودو شرارت بود
همين آخر سري ها ديدم اعجازي نخواهي كرد
نفسهات از همان اول پلشت وبي كرامت بود
تو چيزي نيستي جز شعله اي ازآتش ابليس
تمام هستي تو يك غرور بي بضاعت بود
تو چيزي نيستي غير از همين هروزه هاي پوچ
دل من در هواي عشق بي نهايت بود
نمي دانستم اينسان مي شود آسوده وآرام
زتو دل كند و رفت و تا هميشه سخت راحت بود
(سهيل محمودي)

© www.morimetal.blogfa.com
زماني چشم تو درياي من بود
نگاهت آخرين ماؤاي من بود
همان جايي كه امشب خواب خواب است
زماني خانه ي رؤياي من بود
صداي خسته ات در نا اميدي
اميدي بر دل تنهاي من بود
© www.morimetal.blogfa.com
خاكي و ترا مشك ختن دانستم
خاري و ترا گل چمن دانستم
دردا كه من آنم كه تو مي دانستي
افسوس تو آن نئي كه من دانستم
© www.morimetal.blogfa.com
آن سيه دست سيه داس سيه دل كه تو را
چون گلي با ريشه
از زمين دل من كند وربود
نيمي از روح مرا با خود برد
نشد اين خاك به هم ريخته هموار هنوز
ساقه اي بودم پيچيده بر آن قامت مهر
ناتوان، نازك ،ترد
تند بادي بر خا ست
تكيه گاهم افتاد، برگهاييم پژمرد...
روزها طي شداز تنهايي مالامال
شب همه غربت وتاريكي وغم بودوخيال
همه شب چهره ي لرزان تو بود
كز فرا سوي سپهر
گرم مي آمد در آيينه اشك فرود
نقش روي تو در اين چشمه
پديدار هنوز
تو گذشتي وشب وروز گذشت
آن زمانها به اميدي كه تو بر خواهي گشت
پاي هر پنجره مات
مي نشستم به تما شا، تنها
گاه بر پرده ابر، گاه بر روزن ماه
دور تا دورترين جاها مي رفت نگاه
باز مي گشتم تنها، هيهات
چشمها دوخته ام بر در وديوار هنوز
دوستت دارم بسيار هنوز....
© www.morimetal.blogfa.com
خبري نيست ! جز اينكه من و تو تنهاييم
صدفي گم شده در دورترين درياييم
مثل يك پنجره – يك بهت غريبانه و سرد
در شبي وحشي و بي معجزه ناپيداييم
دوستت دارم و اين گفته نگفتن بهتر
لب روا نيست به هر راز مگو ، بگشاييم
جاده اي بي افق و مه زده پيش من و توست
من و تو ، اين همه را بيهد مي پيماييم
دل نبنديم به صبحي كه دمد زآيينه مان
من و تو ، يك شب پيوسته بي فردائيم
عشق آن است كه توفان بچكد از مژه مان
تا دل موج بتازيم و سپس باز آييم
© www.morimetal.blogfa.com
رفتي ولي نرفتي از ياد و از دل من
ماندي ولي نماندي روشن به محفل من
خواهي ولي نخواهي باشي تو ساحل من
جويي ولي نجويي اين جان بيدل من
گفتي ولي نگفتي با قلب غافل من
خواندي ولي نخواندي آيت مقابل من
گيري ولي نگيري سختي ز مشكل من
بودي ولي نبودي آگه تو از دل من
چيدي ولي نچيدي خاري تو از دل من
آري ولي نياري شادي به منزل من
© www.morimetal.blogfa.com
وبعد از من...
مرا عمري به دنبالت كشاندي
سرانجامم به خاكستر نشاندي
ربودي دفتر دل را و افسوس
كه سطري هم از اين دفتر نخواندي
گرفتم عاقبت دل بر منت سوخت
پس از مرگم سرشكي هم فشاندي
گذشت از من،ولي آخر نگفتي
كه بعد از من به اميد كه ماندي؟
(فريدون مشيري)
© www.morimetal.blogfa.com
شام مهتاب
زود رفتي نازنينم ... !
دل به آهنگ تو عادت كرده بود
مهربان بودي وقلب عاشقم
غربت تنهايي اش را با تو قسمت كرده بود
روزگار با تو بودن ها گذشت
خاطرات سبزت اما ماندني ست
بعد تو در كوچه باغ انتظار
داغ خونين شقايق خواندني ست
رفتي وبعد تو هر چه ياد توست
بوي خاك وسبزه وباران گرفت
رازقي در مرگ احساست شكست
رفتن تو شادي از ياران گرفت
بعد از اين در آيينه ما را ببين
همچنان كه ما تو را در ياد خويش
ما گرفتار عذاب مانده ايم
هر نفس تنها ترين از روز پيش
رفتي و اين روزگار بس غريب
شام مهتا ب مرا در هم شكست
نازنين هجرت سرابي بود وبس
روز و شب ها بعد تو با غم گذشت
رفته اي اما تو را مي بينمت
تا ابد در كوچه ها ي خاطره
تا فراسوي دلت پل مي زنم
هرشب از پشت نقاب پنجره
من تو را هر شب در اين ماتم سرا
در طنين يك صدا مي جويمت
من تو را در اوج عشق و اعتماد
از شميم راز قي مي بويمت
رفتي و خشكيد خون شرخ تو
بر عبور سنگ فرش كوچه ها
كوله بارت را چو مي بستي به شوق
مي روبودي از نگاهم بوسه ها
بوسه ها بگرفتي و چون شاپرك
تا بلنداي سعادت پر زدي
تا گشودم در به رويت با شتاب
در حريم گوچه ها پنهان شدي
رفتي و در خواب شب بو هاي باغ
در غم يك شاپرك مهمان شدي
بعد از اين در سوز غم مي بينمت
غم هميشه با من ويار من است
تا سحر بيداري و شور وفغان
سر نوشت تلخ غمبار من است
تا شقايق هست و شوق زندگي
خاطرات تو مرور لحظه ها ست
التماس لحظه ها ديدار توست
تو ، رهايي از من ودنياي من
من اسير حجم سنگين قفس
© www.morimetal.blogfa.com
پشيمان
پشيمان مي شوي از اين كه روزي
دل و دين را به لبخندي سپردي
از اين كه بي محابا در ره عشق
غـريبانه تراز پروانه مردي
پشيمان مي شوي اما دريغا
دلت را عبرتي از بندگي نيست
يقين دارم كه فرجام تو و دل
به غير از منت و شرمندگي نيست
منم آئينه يك عشق پر شور
ببين ما را وفرجام دلت را
تو ويران مي شوي و دست تقدير
مرمت مي كند خاك و گلت را
منم چون تو اسير ديده بودم
و در دام دل مستم گرفتار
هزاران آشنا همراه دل بود
همه دلداده ومست و خريدار
هزاران آشنايي كه به ظاهر
رفيق و لايق و فرزانه بودند
همان هالل كه در ظاهر رفيق و
به باطن دشمن صد ساله بودند
دريغا نارفيقا ن پشت دل را
تهي كردند وبا پستي گذشتند
به سنگ نا مرادي ها خدايا
چه آسان ساغر مستي شكستند
به تقصير گناه ديده ودل
تن محنت كش و خوارم اسير است
به فرجامي گرفتارم كه حتي
دقايق هم براي توبه دير است
تمام سرنوشت من همين بود
محبت كردن و محنت كشيدن
صبورو ساده اما از رفيقان
پياپي شكوه وتهمت شنيدن
نگارا سر نوشت تلخ ما را
به خطي خوش به قاب ديده بنويس
كه عمق آرزوي من همين است
نبينم چهره ات را در هم و خيس
© www.morimetal.blogfa.com
طعم باران
در اين دنياي خاك و آهن و دود
چه مي شد طعم باران ماندني بود
چه مي شد واژه آزادي و عشق
شروع واژه هاي خواندني بود
چه مي شد اين حصار سرد و سنگين
نمي شد قلعة تنهايي ما
نمي شد در گلو پنهان خدايا
غم دلتنگي و نتهايي ما
خداوندا گرفتار چه هستيم ؟
در اين دنيا كه بنيادش خراب است
در اين دنيا كه تنها راه چاره
خرابات غم و جام شراب است
در اين عالم كه رسم زندگاني
به يغما بردن آزادي ماست
عبور از كوچه هاي قفل و زنجير
شروع انقلاب شادي ماست
© www.morimetal.blogfa.com
مِي احساس
خداوندا به من قلبي عطا كن
كه لبريز از مِي احساس باشد
دلي پر مهر و لبريز از رفاقت
نجيب و عاشق و حساس باشد
خداوندا به چشم بي فروغم
نگاه عاشق و بي كينه اي دِه
اگر در سينه نقشي از بدي هاست
خداوندا دل بي سينه اي دِه
خداوندا به من جاني ببخشا
كه مست و عاشق و ديوانه باشد
براي همرهي تا شهر باران
نويد بارشي جانانه باشد
خدايا من نمي خواهم دلي را
كه خالي باشد از پيمانه شعر
خداوندا بگير از من دلي را
كه در خود جا نداده ذره اي از مهر
© www.morimetal.blogfa.com
اشك هاي من
اشكهاي من بقاي بودنت
تو فقط فكر گل و آلاله باش
من خزاني بي بهارم نازنين
تو به فكر رويش هر ساله باش
همچو خورشيد جهان آرا بتاب
با شب ويرانه ها بيگانه باش
من اگر طوفاني و سردم چه غم
تو دليل گرمي ميخانه باش
نازنين من چيني بشكسته ام
تار و پودم خسته از شلاق بند
خسته ام اما تو اي زيباي من
بر غم تنهايي فردا بخند
من جواني هاي خود را داده ام
فكر خود باش اي گل نيلوفري
بر سر من بين گذار عمر من
آن سياهي ها كه شد خاكستري
© www.morimetal.blogfa.com
اسرار دل
به شب گفتم ،غم تنهايي ام را
شب از اندوه من در خون نهان شد
به چشمه گفتم اندوه و غمم را
شنيدو سوي دريا ها روان شد
به باد صبحگاهي نغمه گفتم
به طوفاني زمين را زيرو رو كرد
به ساقي گفتم اسرار دلم را
شتابي كرد و مي را در سبو كرد
بگفتم درد دل را با درختان
از اندوهم همه در خود شكستند
پرستو ها كه فصل كوچ شان بود
همه بر شاخه هاي خود نشستند
به هر كس گفتم اسرار دلم را
به ظاهر با غمم همراه بودند
براي همرهي با قلب زارم
همه آماده و در راه بودند
ولي افسوس در باطن نبودند
رفيق راه و مست باده بودند
همان هايي كه در قاب نگاهم
عزيز و مهربان و ساده بودند
من امشب بارالها توبه كردم
كه ديگر حرف دل با كس نگويم
براي درد دل يا شكوه از غم
رفيقي يا شريكي را بجويم
© www.morimetal.blogfa.com
چشمة احساس
در كوي وفــا چشمـة اساس تو جـاريست
طرز نگهــت شـيوة چشمـــان قنـــاريست
تــو تــازه تـري از گــــل باران زده دشت
زين سان دل من در پي مستي تو مي گشت
تـــــو شبنــــــــم گلـــبرگ وفــــــــايي
نزديكــــــترين بـاديه دل بـه خـــــــدايي
نازي كــه بــه لــبخند گل يــاس هويداست
زيبايي عشق است كه در چشم تو پيداست
© www.morimetal.blogfa.com
بغض زمانه
چه دنياي غريب و بي صدائي است
كسي را با كسي وابستگي نيست
زمين با آسمان انگار قهر است
طنين ناله ها از خستگي نيست
غم شب گريه ها مان از دورنگي است
از اين بيهوده باور هاي زخمي
و در بن بست دلهاي شكسته
عبور ،عابرين با پاي سنگي
مسير گنگ ونافرجام كوچه
اسير غربت وبغض زمانه است
براي رفتن و درخويش مردن
دورنگي ديدن از خوبان نشانه است
© www.morimetal.blogfa.com
من آن كوهم كه در من ريشه دارد
گياه هرزه تنهايي ودرد
هراسم از سقوط و تشنگي نيست
كه من مي ترسم از دستان نامرد
© www.morimetal.blogfa.com
بي تو
غم آبادي بنام زندگاني ساختم بي تو
زبيم شام تنهايي به غم پرداختم بي تو
به زير ران ما اسب جوا ني بود وشا دي ها
رميدي از من و تنهاي تنها تاختم بي تو
عزيزت خوا ستم تا يوسف كنعان من باشي
زجا ن بگذشتم وخود رابه چاه انداختم بي تو
پس از آن دوستي ها ،عاشقي ها ،آشنايي ها
براي خود در اين غم خانه ،زندان ساختم بي تو
چنان در خويش مي گريم كه مژگان هم نميداند
به لبهايت قسم ،لبخند را نشنا ختم بي تو
ميان پاكبازان سر فرازم زان كه اين هستي
قماري بود ويكسر هستي ام را باختم بي تو
(مهدي سهيلي)
© www.morimetal.blogfa.com
اولين غم وآخرين نگاه ...
چه شام ها كه چراغم فروغ ماه تو بود
پناه شبم گيسوي سياه تو بود
اگر به عشق تو ديوا نگي گناه من است
زمن رميدن وبيگانگي گناه تو بود
دلم به مهر تو يكدم غم زمانه نداشت
كه اين پرنده خوش نغمه در پناه تو بود
عنايتي كه دلم را هميشه خوش مي داشت
اگر نهان نكني لطف گاه گاه توبود
بلور اشك ،به چشمم شكست وقت وداع
كه اولين غم من ،آخرين نگاه تو بود
(مهدي سهيلي )
© www.morimetal.blogfa.com
با همين دستها ي خالي
كي ميشه برا هميشه كم شه شرت از سرم
بري وكاري نداشته باشي با خير وشرم
تا زه گي ها واسه من كهنه شدي يادت بخير!
كا راي تكراري تو مثل يه قصه از برم
كندن از كوير تو ،مثل يه آب خوردنه
دوس دارم تشنگي ها مو جاي ديگه ببرم
با همين دستهاي خالي از هزار تا مثل تو
هميشه سرم شلوغه و پره دور وبرم
عاشقي،رسمي قديمي بود،تموم شد،ديگه نيست
دنبال يك راه نو ،يه شيوه تا زه ترم
حرفهاي پر از ملال تو،ملولم مي كنه
مي خوام از خير چيزاي اين چنيني بگذرم
(سهيل محمودي )
© www.morimetal.blogfa.com
درگيرو دار بودنم درگير با تو بودنم
راضي اگه به موندنم عاشقه از تو خوندنم
دلدادگي كارم شده بيگانگي يارم شده
ديوونگي كار دله با تو گرفتارم شده
اون لحظه اي كه عطر تو مي پيچه تو باغ تنم
اون لحظه اي كه اسمتو تو سينه فرياد مي زنم
اون لحظه ي رها شدن از حال وروز خويشتنم
زنده ميشم با ديدنت وقتي كه ميري ميشكنم
قلبي كه با تو مي زنه تو سينه داغونش نكن
چشمي كه چشم به راهته بيهوده گريونش نكن
اشكهاي دونه دونمو سيلاب بارونش نكن
اين دل عاشق من وبي سروسا مونش نكن
تا وقتي قلب عاشقم بخاطر تو مي زنه
طلسم تنها يي من با دستهاي تو مي شكنه
(بيژن )
© www.morimetal.blogfa.com
هرگز نخواستم كه تو رو با كسي قسمت بكنم
يا ازحتي با خودم يه لحظه صحبت بكنم
هر گز نخواستم كه به داشتن تو عادت بكنم
بگم فقط مال مني ،به تو جسارت بكنم
اِنقدر ظريفي كه با يك ،نگاه هرزه مي شكني
اما تو خلوت خودم ،تنها فقط مال مني
ترسم اينه كه رو تنت ،جاي نگا هم بمونه
يا روي تيشه ي چشات ،غبار آهم بمونه
تو پاك وساده مثل خواب، حتي با بو سه مي شكني
شكل همه آرزوهام ،تجسم خواب مني
حتي با اينكه هيچكس ، مثل من عاشق تو نيست
پيش تو آينه ي چشام، حقير لايق تونيست،حقير لايق تو نيست
(سيا وش قميشي)
© www.morimetal.blogfa.com
گل من گلايه كم كن
ابر غصه ابدي نيست
بذار آسمون بباره
گريه هم چيز بدي نيست
© www.morimetal.blogfa.com
بگذر زمن اي آشنا
چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگا نه شو
چون ديگران با سر گذ شتم
© www.morimetal.blogfa.com
وقتي دستام خالي باشه
وقتي باشم عاشق تو
غير دل چيزي ندارم
كه بدونم لايق تو
دلمو از مال دنيا
به تو هديه داده بودم
با تموم بي پنا هي
به تو تكيه داده بودم
ولی تو ....
© www.morimetal.blogfa.com
سفر غريبي داشتم توي اون چشم سياهت
سفري كه برنگشتم گم شدم توي نگاهت
يه دل ساده ساده كوله بار سفرم بود
چشم تو مثل يه سايه همه جا همسفرم بود
© www.morimetal.blogfa.com
حيف عمرم
حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه اي كه خوردم،چون ازت خبر نداشتم
حيف اون روزا كه كلي ناز چشما تو كشيدم
حيف شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيف رؤيام كه واسه تو از قشنگياش گذشتم
حيف شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيف وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو،تو خواب
حيف با وفايي من ،حيف عشق واعتمادم
حيف اون دسته گلي كه، توي پاييز به تو دادم
حيف فرصت هاي نقرم، حيف عمرم و دقيقه م
حيف هرچي به تو گفتم،راس راسي حيف سليقه م
حيف شاديم تو روزي كه مي گن تولدت بود
حيف عاشقيم كه گفتي اولش كار خودت بود
حيف فكرايي كه كردم واسه جستن بهونه
حيف عشقي كه كسي نيس حالا قدرشو بدونه
حيف قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيف اعتماد اون روز، حيف واژه خيانت
حيف هر چي كه سپردم، حيف هرچي كه نبودي
حيف تكليفم بيا وروشنش كن تو به زودي
( M.H )
© www.morimetal.blogfa.com
ما كه رفتيم...
ما كه رفتيم ولي يادت باشه ديوونه بوديم
واسه تو يه عمر اسير، تو كنج اين خونه بوديم
ما كه رفتيم تو بمون با هركي كه دوسش داري
با اوني كه پنهوني سر روي شونش مي ذاري
ماكه رفتيم ولي اين رسم وفا داري نبود
قصه ي چشماي تو واسه ما تكراري نبود
ما كه رفتيم حالا تو موندي وعشق جديد
مي دونم چند روز ديگه مي شنوم جدا شديد
ما كه رفتيم ولي مزد دستاي ما اين نبود
دل ما لايق اين كه بندازيش زمين نبود
ما كه رفتيم تو بمون با اون كه ازراه اومده
اون كه با اومدنش خنجر به قلب من زده
ما كه رفتيم دل نديم ديگه به عشق كاغذي
لا اقل مي اومدي پيشم ، واسه خدا فظي
M.H
© www.morimetal.blogfa.com
دروغ ميگن
شايد اشتباهه اما عاشقا دروغ ميگن
آدماي مهربون وبا وفا دروغ ميگن
اونا كه ميگن كه تا هميشه ديوونتونن
بذا بي پرده بگم كه به شما دروغ ميگن
اونا كه مي آن به اين بهونه ها ،كه اومدن
ازتوي شهر قشنگ قصه ها ،دروغ ميگن
اونا كه فدات بشم تكيه كلامشون شده
به تموم آسمونا، به خدا دروغ ميگن
اونا كه با قسم وآيه مي خوان بهت بگن
تا قيامت نمي شن ازت جدا، دروغ ميگن
© www.morimetal.blogfa.com
دنيارم اگه بدي دلم ازت صاف نمي شه
دلي كه بشكنه و كدرشه، شفاف نمي شه
نه ديگه، دوست دارم محاله باورم بشه
اسم تو محاله همسايه دفترم بشه
حيف قصري كه برات تو رؤيا هام ساخته بودم
من مقصر نبودم چون تو رو نشناخته بودم
© www.morimetal.blogfa.com
نفرين ترين نفرين
الهي سقف آرزوت خراب بشه روي سرش
بياي ببيني كه همه ،حلقه زدن دور و برش
الهي كه مريض بشه پيغام بده كه زود بيا
وقتي كه اونجا برسي، بسته شه چشما ي ترش
الهي كه روز وصال طوفان شه از سمت شمال
هيچي از اون روز نمونه ،به جز گلاي پرپرش
عمرت الهي كم نشه ، اما پر از غصه باشه
زجرائي كه به من دادي خوب بكشي تا آخرش
الهي كه يه روز خوش از تو گلوت پايين نره
رسواي عالمت كنن اون چشاي دربدرش
قسم مي خوردي با مني،قسم مي خوردي به خدا
خدا الهي بزنه ، تو كمرت تو كمرش
من اهل نفرين نبودم چه برسه كه تو باشي
بياد الهي خبرت ، بياد الهي خبرش
هر چي كه بد كردي به من ،الهي اون با تو كنه
ببيني ديگري به جات رفته شده همسفرش
ما چه نكرديم واسه تو كم به آب وآتيش زديم ؟
اي بي وفا رفتي كجا ،سراغ از ما بهترش؟
نامه رو به تو نمي دم مي فرستمش واسه خدا
تا ببينه چقدْ بده ، بنده از بد ، بدترش
© www.morimetal.blogfa.com
اگر
عشقها هميشه نا پايدارند...
اگر
زندگي هميشه زود روي ميگرداند...
اگر
شرافت هميشه پايمال است...
واگر
شادييها هميشه زودگذرندو غمها ديرپا...
پس،دوام زندگي براي چيست؟
© www.morimetal.blogfa.com
نه من تو رو واسه خودم
نه از سر هوس مي خوام
عـــمر دوباره مـــني
تورو واسه نفس مي خوام
© www.morimetal.blogfa.com
نگراني
آسمون من وتو يه مدت سيا شده
گفتن دوست دارم كم شده، كيمياشده
اون غروري كه گذاشته بوديمش يه جاي دِنج
اومده باز توي قلب من وتو خدا شده
اون حسادتا كه اول طعم عاشقي رو داشت
حالا انگار ارزشش قد يه ادعا شده
اون دسا كه داده بوديم توي رؤيا مون به هم
تقصير كيه نمي دونم ،ولي رها شده
نكنه خدا نكرده دل تو چه جور بگم
كسي رو يه جايي ديده يعني مبتلا شده
ما رو چشممون زدن،ما كه با هم بد نبوديم
ما چه تقصيري داريم كه قحطي وفا شده
دل من دستا شو برده آسمون اون ور ماه
چشامم خونه ي اَمن ابراي دعا شده
اما كاش كسي كه ديروز مي گفت مال منه
خيلي راحت بگه كه ديگه ازم جدا شده
اولا خوب بودي بامن ولي حالا بد شدي
ببينم رفتي كجا، بد شودنو بلد شدي ؟
اولا چشمه بودي زلال و مهربون وپاك
جلوي عاشقيمون اما حالا يه سدشدي
بيا كار نامتو از دست نگاه من بگير
نه بذار قبلش خودم بهت بگم، كه رد شدي
© www.morimetal.blogfa.com
دو تا چشمام همه جا دنبال تو ميگرده
با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده
شب وروز در پي تو من همه جارو گشتم
يكي گفت غصه نخور اون داره برميگرده
زندگي با عشق تو رنگ ديگه داشت برام
رفتي وبدون تو تلخ شدن روز وشبام
دل من با هيچ كسي نمي تونست خو بگيره
شب وروز منتظر وچشم به راهت مونده نگام
كسي مثل تو نشد كسي مثل تو نبود
همش از خدا من خوام كه بيايي زود ، زود
كاشكي مي شد دوباره باز هم وپيدا بكنيم
سفره ي عشقمون و با هم ديگه وا بكنيم
كاش تو اين شهر غريب صداي آشنا بياد
دل من هوا تو كرده فقط هم تو رو مي خواد
Just for you!
© www.morimetal.blogfa.com
عصر ما عصر بلا
عصر لمس انتها
عصر فقدان حقيقت
عصر انكار خدا
عصر تشويش و گله
عصر پاپوش وتله
عصر افعي عصرگرگ
معصيت هاي بزرگ
عصر خواري عصر ذلت
دوره ي كوچ عصر هجرت
موسم بي اعتنايي
عصر زندان نه رهايي
عصر تهمت عصر بحران
عصر كشتار خلايق
عصر شك به عرف و ايمان
روي امتداد اين عصر
ما فراموش شدگانيم
نا بجا فرمان بريمو
پند و اندرز نستانيم
بطن امتداد اين عصر
نا خلف از خود رهاييم
جانب ما را كه دارد
عنصر بي اعتنايي
عصر بي هويت من
سر بلندي فرا زه
جزوه هاي تكه پاره
قوم رنجيده و غافل
عصر بغض و عصر كينه
عصر غداره و سينه
قامت انسان به داره
كل سهم ما همينه
© www.morimetal.blogfa.com